محمد قنبرى
138
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مرحله شرح متون است ، زيرا متون دينى از هر ديدگاه فقهى در ردهء نخست منابع فقاهت قرار دارند . با اين حساب ، هر شرح و تفسيرى در زمينهء نصوص دينى ، اجتهاد است . و هر اجتهاد ، گرچه شرح يا تفسير نيست ، اما بخش نخستين آن از شرح و تفسير فراهم مىگردد . اجتهاد در بيرون از حوزهء متون با اينكه شرح نيست ، باز يك فعاليت علمى و كاشفانه است براى پديدار ساختن نهفتههاى احكام شرعى بر ديدگان خرد . اين فعاليت علمى در خارج عرصهء مدارك نقلى گاه بر محورهاى عقلى محض مىچرخد و گاه بر اصول و قواعد متلقاة از متون . گو اينكه يافتن موردى از موارد فعاليت عقلى محض در استنباط احكام بدون متناظرى از اصول متلقاة كارى است دشوار يا انجامناپذير ، زيرا در هر جايى كه عقل ، اصلى يا قاعدهاى دارد كه در پرتو آن كار اجتهادى انجام مىدهد ، شرع نيز متناظر با اصل يا قاعدهء عقلى ، اصل يا قاعدهاى دارد كه به مثابهء امضاى دادههاى عقلى است . در روند تناظر اصول در عقل و شرع پيوسته در هر موردى از كليات اجتهادى عقل يك مجموعهء متناظر داريم كه از دو عضو نه كمتر و نه بيشتر به وجود مىآيد . اين دو عضو يكديگر را كمك كرده و بر هم پرتو مىاندازند . و از اينرو احكام شرعى ، الطافى در واجبات عقليهاند . بحث مجموعههاى متناظر از ارزندهترين مباحث مقارنات اجتهاد است كه به تبيين نكات دقيق و ظرافتهاى لطيف و پر بار علمى و قرانات زاينده مىانجامد و نگرش خرد را گسترش داده ، ديدهگانش را بر افقهاى آن سوتر مىگشايد . شرح خود يك فعاليت اجتهادى محض است كه فقط در طيفى از اصلها و نظريهها و نگارهها امكانپذير است . و افزون بر اين نسبت به اجتهاد به مفهوم مطلق هم از مبادى است و هم فراهمآورندهء مجموعهاى از مبادى .